کل جمعیت کشور بودند ، اما در سالهای دهه سی  گروهی کوشیدند که سینما را به واقعیت های زندگی نزدیک کنند . بعنوان مثال ( سروان درم بخش ) از علاقمندان قدیمی به امور هنری و معاون تبلیغات آنوقت ژاندارمری کل کشور با < نقشینه > فیلم میهن پرست ، را در سال ۱۳۳۲ ساخت تا به سینماگران ظاهرا بیاموزد فیلم ملی بسازند .

با رشد بروکراسی دولتی ، سازمانها و نهادهای سانسورگر و دارای نظم و برنامه ریزی بوجود آمدند . تیمسار ( آیرم ) در نشستی خطاب به سینماگران گفت :

چرا از زندگی مردم فیلم می گیرید ؟ بروید از زندگی سعدی و خیام فیلم بگیرید . در آنزمان بررسیهای نظری روی خواستهای مردم به فیلمسازان قبولاند که : فیلم های پرشور ، دارای زد و خورد ، عشقی و هجو آمیز بیشتر مورد رغبت تماشاگران است .

سانسور دولتی و جهانی

سانسور در سینمای جهان از آغاز وجود نداشت و از زمان جنگ جهانی اول در اروپا بوجود آمد و دلیل آن هم این بود که روحیه سربازان تضعیف نشود ودر عوض خبرهای خوش به سربازان برسد . اماسانسور در زمان رضا خان بیشتر سیاسی بود . در آن زمان در آمریکا دفتر ( ویلیام هس ) فیلم ها را سانسور می کرد . بعد از سال ۱۳۳۲ قوانین سانسور سخت تر شد و بهمه ارکان هنر هفتم سرایت کرد . ما حصل سانسور دولتی و خود سانسوری اهالی سینمای ایران ، فیلمها را آنقدر به سطح نازل و فرو مایه ئی تنزل داد که در اواخر سال ۱۳۵۶ و اوج گیری انقلاب اسلامی ، فیلم ها تنها فارسی حرف می زدند و آدمها تنها ایرانی بودند ؛ چون آن سانسور و آن سینما ، طومارش برچیده شد و سینمای دیگری متولدگشت