ماه جبین مه لقا

ای صنم کعبه گشا ، ماه جبین مه لقا
عرش برین به گامها ، میرسد از نگاه تو
قهقهه خیال من ، زمزمه وصال من
نغمه شور و حال من ، هر نفسی زآه تو
خامه به خم نور شد، کلک پر از سرور شد
قلم به قاف و طور شد ،زروح سجده گاه تو
کعبه چه لاف می زند ،طعنه به قاف می زند
چو نون به کاف می زند ،هئیت تکیه گاه تو
زهره به مشتری رسید، باده وصل می کشید
هر قمری چو می شنید ،جلوه گری ماه تو
شرابخانه مرا ،ساغر و باده مرا
مستی ناله مرا ، فدا بخاک می کشید
حا میم عین و سین چرا ؟ مانده غریب و بی صدا
در انتظار یک ندا هستی جلوه گاه تو
