طلیعه آزادی
خوش آمدي پي تمجيد امتي كه ز عشق
به پيش ناوك دلدوز سينه كرد سپر
خوش آمدي پي تحسين مردمي كه كنون
بپاي خاسته بر محو ظلم و فتنه و شر
خوش آمدي پي تعظيم مردمي كه گرفت
زمام از كف اهريمنان بد گوهر
خوش آمدي پي تعليم امتي كه زجان
ترا شناسد تنها ترا ترا رهبر
خوش آمدي و نكو آمدي كه تا ببيني
قيام توده جان بر كف اندر اين كشور
ز حال خلق وطن خواهي ار شوي آگاه
يكي به چشم خدابين خويشتن بنگر
جماعتي بنگر استوار در راه حق
بسان كوه سرافراز و آهنين پيكر
به گاه خيزش چونان كه موج از دريا
به گاه غرش چونانكه در فضا تندر
گشاده بازو بر محو خصم افسونساز
نهاده روي به ميدان ديو افسونگر
به تركش اينك فريادشان به گونه تير
به سينه ايدر اميدشان چنان تندر
به تندخيزي چون گردباد در هامون
به سخت كوشي چون رودباد در گردر
دمنده هرجا چونانكه خشمگين ضيغم
جهنده هر سو چونانكه سهمگين اژدر
همه سراپا فرياد و غرش و غليان
ز موج و توفان توفندهتر ز پا تا سر
نديده هرگز چشم زمان چنين پيكار
نخوانده هيچ كس اينگونه رزم در دفتر
ترا درود كه شايسته درود تويي
ترا سلام كه اسلام را تويي ياور
حميد تا كه ثناي تو بر زبان دارد
سزد كه سر بفرازد ز فخر بر اختر